تبلیغات
سایت مرتضی پرواز
√منتظر√
√نظرات√
√زیباتون√
√هستم.√
برای گرفتن فال كلیك كنید

مرتضی مقدم

 

 ♥    ♥   ♥   ♥


سایت گناه علی اصلانی کاربران گرامی می توانند برای اطلاع از مدیریت به ایمیل مراجعه کنند این سایت هر لحظه ممکن است که فیلتر شود *****************این سایت با شماست ******درود بررهبر بزرگ اسلام

tunn8pe2xue2tbcefwe 1 26 برای قیمت به صفحه جانبی رفنه بنر محل تبلیغات شما در سایز 468*60 

بازی آنلاین
بازی آنلاین
از این که سایت من را انتخاب کردید از شما سپاسگذاریم
این سایت در مورد مطالب سیاسی هیچ مسئولیتی ندارد مراقب باشید ولطفا شئونات اسلامی و ادب را رعایت فرمایید
به سایت گناه خوش آمدید امیدوارم از مطالب لذت کامل را ببرید
سایت گناه مرتضی مقدم با بسیاری از سایت های بزرگ جهان لینک است لطفا به پیوند ها رفته و از این سایت ها نیز استفاده کنید
برای ورود به چت روم کلیک کنید
border="1" alt="بازی آنلاین" src="http://mygame.ir/image/468x60_2_mygame.ir.gif" width="468" height="60" style="border: 1px solid #000000">
بازی آنلاین مرتضی پرواز - رمال های شهر
مرتضی پرواز
شعر مطلب دانلود همه چیز موجود است همان سایت گناه با آدرسی جدید
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

رمال های شهر

چرا رمال زیاد است

چرا مردم این خرافات را باور دارند

این پول کثیف در میآورند و از مردم سوء استفاده را می برند

بر روی ادامه مطلب بر روی رمال کنید


رمال های شهر

چرا رمال زیاد است

چرا مردم این خرافات را باور دارند

این پول کثیف در میآورند و از مردم سوء استفاده را می برند

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


در سالیان قبل حدود سال 1374 من آقای "عباس غ " را از طریق فردی بنام غلامعلی [...]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم. یکسری دعا را با زعفران در کاسه چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و بعد گفت با این آب زمزم که در قوطی ای بود ، مخلوطش کن و در سه وعده بخور. من انجام دادم و دست بر قضا گره از کارمان [احتمالا اتفاقی] باز شد .
 

طی روزهای گذشته افشاگری سایت شفاف درباره ارتباط برخی رمالان با جریان انحرافی بازتاب گسترده ای در میان کسانی داشته است که پیشتر نیز برخی اطلاعات را در این زمینه داشته اند اما بنا به مصالحی سکوت پیشه کرده بودند . اما به نظر می رسد برخی شهروندان ایرانی با افشاگری های روزهای اخیر تصمیم به اطلاع رسانی درباره واقعیاتی که دیده اند گرفته اند .

در همین زمینه آقای یوسف خ از ایرانیان مقیم آلمان اطلاعات خود را درباره جریان انحرافی و برخی مرتبطان آنها برای سایت شفاف ارسال کرده است که بسیار تاسف برانگیز است . اینکه برغم هشدارهای شدیدالحن مراجع عظام تقلید ، دستگاه قضایی و هشدارهای نظام و مسئولان باز هم عده ای که تحصیل کرده هم هستند فریب تعدادی فریبکار را می خورند تاسف بار است .

اما آقای یوسف خ در نامه ای که برای سایت شفاف ارسال کرده ، نوشته است :


بسم الله النور

من یوسف خ هستم و چند سالی هست که در آلمان در یک پروژه ساختمان سازی انبوه مهندس ناظر هستم .

 

اطلاعات من البته بیشتر درباره  آقای "م" [لیدر جریان انحرافی است ] و خانم دیگری بنام پانته آ [...] .

در سالیان قبل حدود سال 1374 من آقای "عباس غ "  را از طریق فردی بنام غلامعلی [...]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم.  یکسری دعا را با زعفران در کاسه  چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و بعد گفت با این آب زمزم که در قوطی ای بود ، مخلوطش کن و در سه وعده بخور.  من انجام دادم و دست بر قضا گره از کارمان [احتمالا اتفاقی] باز شد .

 من هیچ وقت به این مسال اعتقاد نداشتم ولی خب راستش را بخواهید ته دلم کمی لرزید. گذشت و گذشت و من هر از گاهی که به تهران می آمدم - آنزمان من در معدن گل گهر کار میکردم ـ به ایشان هم سری می زدم و جالب اینکه هر بار هم یکجایی بود .یک بار در باغی در شهریار و یک بار در شهرری و چندباری هم در خیابان ایران .

هربار هم ایشان دعایی برایم مینوشت . آخرین بار که ایران بودم و می خواستم از ایشان خداحافظی کنم و به آلمان بیایم ایشان را در منزل [...]  در خیابان سبلان دیدم . گفت فلانی بیا می خواهم تو را به یکی از خواص معرفی کنم که آقای دکتر[...] بودند .ایشان دو سال بعد [...] شدند و من تا آنروز ایشان را اصلا نمی شناختم.  رفتیم در حیاط خلوت همان منزل که دکتر با چند نفری نشسته بود و ظرف اناری هم بود.  آقای " عباس غ "  که همه آقا صدایش می کردند من را معرفی کرد و نشستیم.  آقاـ عباس غ ـ  اناری را برداشت ونصف کرد و نصفش را در کیسه  ای گذاشت و نصفش را به دکتر [...] داد و گفت این را خودت بخور و این راهم به سید بده . من البته نفهمیدم منظورش از سید کیست ؟ رو به من کرد و گفت : فلانی این انارها  را مولایمان فرستاده  است . خب من هم تحت تاثیر قرار گرفتم و اشکم جاری شد و خلاصه نصف اناری هم خوردم و دعا کردم کار آلمانم درست شود که آقاـ عباس غ ـ  گفت شک نکن همه مشکلاتت حل می شود و البته بطور معجزه آمیزی هم حل شد 

همه اینها باعث شد تا من ایمانم به آقای "عباس غ" بیشتر شود .

تا  اینکه سال پیش من برای شرکت در مناقصه ساختمان اجلاس در کیش به تهران آمدم و فرمهارا گرفتم و همان روز هم برای اینکه مشکلم این بار هم حل شود ! گشتم و خلاصه آقا را پیدا کردم!   در محله دیلمان در شهر ری در یک باغچه مانندی ایشان را دیدم و گفتم:  آقا ! این فرمها را تبرک کنید که برنده شوم .ایشان گفت چیست؟ گفتم فلان است و گفت حل شد کارت!

 همان لحظه پرسیدم چرا؟  گفت:  الان می بینی تو از خواصی ! خلاصه کمی که نشستم دیدم آقای "م" از اتاقی آمدند بیرون با دشداشه ای سفید و بلند . "عباس غ" با ایشان حرف زد و ایشان آمد نشست کنار من و حرف زدیم و خلاصه گفت فردا بیا به  آدرسی واقع در شمال تهران کنار مدرسه و سفارت ایتالیا . آپارتمانی بود و رفتیم و نشستیم. ایشان گفت کارتان انجام می شود ، اما باید سهم امام(ع) را هم بدهید! که پرسدم چقدر؟  گفت پانصد هزار یورو ! که البته برای من بسیار بالا بود ولی من نگفتم نه و گفتم چشم باید از آلمان بیاورم . همان روز آنجا خانمی را دیدم بی حجاب و با وضعیت آنچنانی که اسمش بود پانته آ [...] که آمد و حرف زد و معلوم شد که ایشان و پدرشان  و شرکتشان همه کاره این پروژه هستند ! 

من برای زیارت امام رضا (ع) عازم مشهد بودم  و گفتم چشم، حتما بروم مشهد و بیایم ،  ببینیم چه می شود که آقای "م" گفت رازش را نمی دانم ولی تو داری خاص میشوی ،چون ماهم با آقاـ عباس غ ـ  فردا عازم مشهدیم .

واقعا من سردم شده بود و مانده بودم چه بگویم ؟ خلاصه دو روز بعد در صحن انقلاب آقاـ عباس غ ـ و " م " و خانم پانته آ نشستند و گفتند پول را سریع باید بدهی چون برای سربازان مولا میخواهیم غذا بفرستیم ! من شل شده بودم که بدهم یا ندهم ؟

 شب قرارمان شد در احمد آباد. وقتی رفتم در حیاط آن خانه بزرگ نشسته بودم و " عباس غ " و تعداد زیادی هم دورش بودند تا اینکه خلوت که شد رفتیم داخل خانه . بعد از ساعاتی من بودم و آقای " م" و خانم پانته آ و " عباس غ " و دو سه نفر دیگر خلاصه من وعده کردم که تا ماه آینده پول را جور کنم .

به تهران آمدم و چند روز بعدش هم به دفتر معماری خانم پانته آ رفتم و درباره کار و مسائل اینگونه صحبت کردم .  برگشتم آلمان نتوانستم پول را جور کنم و البته کمی هم تردید داشتم . تا اینکه آقای "م" به برلین آمده بود و رفتم دیدم خانم پانته آ هم هست .   اول در کنفرانسی در هتل بودیم و بعد هم در رستورانی در غرب برلین پستدام دعوت شدم که چند نفری بیشتر نبودیم.  سر میز  نشسته بودیم و خانم پانته آ هم بی حجاب بود . به نظرم می رسد که رفتارشان هم کمی سرخوش بود که فکر کنم  چیزی نوشیده بودند و ... من حقیقتا ترسیدم و گفتم چه بسا اتفاقی بیفتد و درد سر بشود .  همان شب بعد از اینکه ایشان را تا هتل مشایعت کردم ، ارتباطم را کاملاً قطع کردم .

  برای کنفرانس ایرانیان خارج از کشور هم برایم دعوتنامه فرستاده بودند که البته بدلیل کار نتوانستم بیایم و دیگر ارتباطی نداشتم تا اینکه چند روز پیش اخباری را شنیدم  درباره "عباس غ" که به او می گفتند آقا !

  این اطلاعات من بود درباره این آقا و دوستانش چون آقای " م " و خانم پانته آ ...

 امیدوارم راهگشا باشد .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مرتضی پور حسینی
دوشنبه 7 بهمن 1392
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:19 ق.ظ
I was more than happy to discover this web site.

I want to to thank you for ones time for this fantastic read!!
I definitely savored every little bit of it and
I have you saved to fav to see new information in your site.
شنبه 14 مرداد 1396 03:47 ب.ظ
Thanks for the good writeup. It in truth used to be a enjoyment account it.
Glance advanced to far added agreeable from you!
By the way, how could we be in contact?
یکشنبه 18 تیر 1396 12:04 ب.ظ
I'm really enjoying the design and layout of your website.
It's a very easy on the eyes which makes it much more pleasant for
me to come here and visit more often. Did you hire out a developer to create
your theme? Superb work!
دوشنبه 21 فروردین 1396 05:55 ق.ظ
Hey there! I've been reading your weblog for a while now and finally got the courage to go ahead
and give you a shout out from Humble Tx! Just wanted to say keep
up the good job!
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:38 ق.ظ
Hi there, just became aware of your blog through Google, and
found that it is really informative. I'm gonna watch out for brussels.

I'll be grateful if you continue this in future.
Many people will be benefited from your writing.
Cheers!
چهارشنبه 16 فروردین 1396 03:53 ب.ظ
Attractive component of content. I just stumbled upon your
blog and in accession capital to say that I get actually loved account your blog posts.
Anyway I'll be subscribing for your feeds and even I fulfillment you access persistently rapidly.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار سایت
  • کل بازدید : 2823152329
  • بازدید امروز : 6439
  • بازدید دیروز : 8622
  • بازدید این ماه : 6567
  • بازدید ماه قبل : 87352
  • تعداد نویسندگان : 18
  • تعداد کل پست ها : 813
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Google





یاس ما با تواییم

لطفا نظر دهید نظرات شما برای ما اهمیت دارد با تشکر مرتضی مقدم
سایت گناه دشمنان زیادی دارد مراقب کلاهبردارن باشد با یک نظر دهی مطمئن شوید
اگر دوست دارید به صفحه ی نخست بروید و مطالب های دیگر را ببینید....................و اگر دوست ندارید خدا نگه دار شما باشد....................سایت بزرگ مرتضی مقدم