تبلیغات
سایت مرتضی پرواز
√منتظر√
√نظرات√
√زیباتون√
√هستم.√
برای گرفتن فال كلیك كنید

مرتضی مقدم

 

 ♥    ♥   ♥   ♥


سایت گناه علی اصلانی کاربران گرامی می توانند برای اطلاع از مدیریت به ایمیل مراجعه کنند این سایت هر لحظه ممکن است که فیلتر شود *****************این سایت با شماست ******درود بررهبر بزرگ اسلام

tunn8pe2xue2tbcefwe 1 26 برای قیمت به صفحه جانبی رفنه بنر محل تبلیغات شما در سایز 468*60 

بازی آنلاین
بازی آنلاین
از این که سایت من را انتخاب کردید از شما سپاسگذاریم
این سایت در مورد مطالب سیاسی هیچ مسئولیتی ندارد مراقب باشید ولطفا شئونات اسلامی و ادب را رعایت فرمایید
به سایت گناه خوش آمدید امیدوارم از مطالب لذت کامل را ببرید
سایت گناه مرتضی مقدم با بسیاری از سایت های بزرگ جهان لینک است لطفا به پیوند ها رفته و از این سایت ها نیز استفاده کنید
برای ورود به چت روم کلیک کنید
border="1" alt="بازی آنلاین" src="http://mygame.ir/image/468x60_2_mygame.ir.gif" width="468" height="60" style="border: 1px solid #000000">
بازی آنلاین مرتضی پرواز - گناه
مرتضی پرواز
شعر مطلب دانلود همه چیز موجود است همان سایت گناه با آدرسی جدید
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
گناه چیست؟گناه ما جوانان چیست؟
فقط جوانان بخوانند
برای خوانندن بر روی گناه کلیک کنید

مرد جنایتکار که به اشتباه برادر طعمه مورد نظر خود را به قتل رسانده بود پس از محاکمه در دادگاه کیفری به قصاص محکوم شد.


ماموران تحقیقات در این زمینه را آغاز کرده و در بررسی های خود دریافتند مردی به نام بهرام به خاطر کینه ای قدیمی اعضای خانواده مقتول را به قتل تهدید کرده بود.
با کشف این سرنخ دستگیری بهرام در دستور کار پلیس قرار گرفت. ماموران در تجسس های خود دریافتند بهرام همزمان با این قتل به محل نامعلومی گریخته است. با ردیابی های ویزه پلیس متهم به قتل در مخفیگاهش شناسایی و دستگیر شد.
بهرام پس از انتقال به اداره آگاهی با اعتراف به این قتل گفت: برادر مقتول به اتهام لواط از برادرم شکایت کرده بود و این شکایت باعث شد برادرم دستگیر و اعدام شود. مادرم هر روز عکس برادرم را در آغوش می گرفت و گریه می کرد. دیدن این صحنه
خیلی آزارم می داد به همین دلیل تصمیم به انتقام گرفتم.

اسلحه ای تهیه کرده و روز حادثه شاکی را در بهشت زهرا دیدم. به تعقیبش پرداخته و در محلی خلوت او را با شلیک گلوله به قتل رساندم. پس از این جنایت متوجه شدم که به اشتباه برادر شاکی را کشته ام. با تکمیل تحقیقات قاضی کوهپایه بازپرس جنایی ورامین برای متهم قرار مجرمیت صادر کرد که با تائید قرار مجرمیت و صدور کیفرخواست پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
هفته گذشته مرد جنایتکار در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه قرار گرفت. او با قبول اتهامش گفت: من می خواستم شاکی پرونده برادرم را به قتل برسانم که به اشتباه برادر او را کشتم.روز حادثه او را در مسیر دیده و برای خاموش کردن آتش انتقام او را با شلیک کشتم. حالا هم از کار خود پشیمانم. با آخرین دفاعیات متهمان قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شده و بهرام را به قصاص محکوم کردند.
20 بهمن ماه سال گذشته قتل مرد جوانی به ماموران پلیس ورامین اطلاع داده شد.در ادامه تیمی از ماموران در محل جنایت حاضر شده و متوجه شدند مقتول به نام علی با شلیک گلوله به گردنش به قتل رسیده است.

به گزارش "ایران" و براساس محتویات پرونده، ساعت 21 و 30 دقیقه 14 بهمن 85 مأموران پلیس پایتخت از ماجرای قتل مرد 25 ساله‌ای به نام «مسعود» در جریان درگیری مسلحانه باخبر شدند. بلافاصله گروهی از کارآگاهان پلیس آگاهی تهران و بازپرس کشیک قتل خود را به محل حادثه در منطقه شهر زیبا – غرب تهران – رساندند.

 آنها پس از حضور در مغازه خواروبار فروشی – محل قتل – دریافتند مقتول با شلیک گلوله به گردنش از پا درآمده است. برادر وی نیز که با ضربه چاقوی مهاجمان مصدوم شده بود به بیمارستان منتقل شد. در تحقیق از شاهدان مشخص شد مقتول و برادرش – محسن – در پی اختلاف‌های مالی با سه نفر از دوستانشان، هدف قرار گرفته‌اند.

بدین ترتیب با شناسایی عاملان جنایت، گروهی از کارآگاهان جنایی برای دستگیری متهمان به ردیابی‌های پلیسی پرداختند. درحالی که تجسس‌های 9ماهه آنها برای کشف سرنخی از «حسین» - عامل تیراندازی – و دوستانش بی‌نتیجه مانده بود، مأموران با دریافت گزارش فرد ناشناسی دریافتند که «حسین» در خانه یکی از دوستانش واقع در جنوب تهران مخفی شده است. بدین ترتیب وی دستگیر شد و در برابر بازپرس پرونده به قتل «مسعود» اعتراف کرد.

 

 در دادگاه

در جلسه محاکمه دیروز که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» برگزار شد، نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست خواستار مجازات عاملان جنایت شد. «محمد شادابی» گفت: «حسین» - 28 ساله – و «محمد» - 26 ساله – متهم به مباشرت و معاونت در قتل عمدی «مسعود» به دلیل اختلاف‌های مالی بر سر معامله یک بنز تصادفی هستند.

 در ادامه جلسه، پدر مقتول به عنوان تنها ولی دم با اعلام شکایت دوباره خواستار قصاص عامل قتل شد و گفت پسرم بی‌گناه کشته شده بنابراین گذشت نمی‌کنم.در ادامه جلسه پس از اعلام شکایت برادر مقتول، حسین – 26 ساله – با ابراز پشیمانی در جایگاه ایستاد و گفت: من هیچ شناختی از مقتول و برادرش نداشتم. آن روز در محل کارم سرپرست شیفت بودم و به خاطر بیماری سرطان همسرم شرایط روحی بدی داشتم و دائم به آینده خود و فرزندمان که در راه بود، فکر می‌کردم که «محمد» به سراغم آمد و از من خواست برای کاری همراهش بروم. من هم خودروی محل کارم را برداشتم و راه افتادیم. دوستم از من خواست همراهش به شهر زیبا برویم تا طلبش را بگیرد. اما ناخواسته پای من آنجا کشیده شد و با دو برادر درگیر شدیم. هنگام جروبحث، ناگهان دوستم اسلحه‌ای را به دستم داد و من هم برای ترساندن طرف مقابل یک تیر هوایی شلیک کردم در حالی که به هیچ عنوان قصد کشتن کسی را نداشتم چون هیچ دشمنی یا شناختی از دو برادر نداشتم. بعد از قتل هم به خاطر بیماری همسرم فرار کردم تا در کنارش بمانم. اما پس از مرگ همسر جوانم با وجود آنکه فرزند شیرخواره‌مان تنها مانده بود، خودم را معرفی کردم.

در ادامه «محمد» - متهم ردیف دوم - در جایگاه قرار گرفت و گفت: من اظهارات حسین را قبول ندارم. او خودش مسلح بود من هم اسلحه‌ای دستش ندادم.قاضی عزیزمحمدی و چهار قاضی مستشار – رحیمی، محمدی کشکولی، مرادی و سری – پس از شنیدن آخرین دفاعیات متهمان وارد شور شده و با درخواست پدر مقتول، متهم ردیف اول – حسین – را به قصاص نفس – اعدام – و محمد – متهم ردیف دوم – را به 15 سال زندان محکوم کردند.

حالا حسین ما 15 سال از زندگی عقب می مونه ولی25 سال پیر میشه



هنگامی که به انسان توجه می کنیم، 2 موضوع روشن می شود:

1) انسان، از نظر فیزیکی(جسمانی)، روانی و اجتماعی موجودی است نیازمند و این نیازها باید به شکل مناسبی برآورده و ارضاء شوند؛ وگرنه فرد را از حالت تعادل خارج کرده(نیازهای برآورده نشده) و راه تکاملی او را نیز می بندند.

نمونه: اگر به بدن ما آب  و خوراک نرسد می میریم، اگر به اندازه کافی محبت نبینیم دچار افسردگی می شویم، اگر در محیط و جامعه ای ناسالم زندگی کنیم به احتمال بسیار زیاد گرفتار انواع آسیب های جسمی و روانی یا بزهکاری ها می شویم و...

اگر جامعه ای داشته باشیم که در آن شرایطی فراهم باشد تا نیازهای فیزیکی، روانی و اجتماعی انسان ها به شکل مناسبی برآورده شوند و مردم در مسیر پرورش، تعلیم و تربیت با گرفتاری هایی مانند حرص، زیاده خواهی و...(که به طور معمول ریشه در محدودیت یا کمبود امکانات برای برآورده کردن نیاز دارند) رو به رو نباشند، ما با مردمانی رو به رو هستیم که از سر لطف، محبت، خوبی، یاری، کمک و همراهی با هم زندگی می کنند.

2) انسان موجودی است که اشتباه می کند، زیرا وجود ناقصی است و به طور حتم برای یادگیری، به دست آوردن تجربه و پیشرفت در زندگی لازم است اشتباه کند(به این دلیل که اغلب باید با سرعت و با داشتن اطلاعات کم در مورد مسایل تصمیم های مهم بگیرد).

در نتیجه انسان اشتباه کار است و باید اشتباه های خود را از راه برخورد درست و آموزش درست کند(نه اینکه دیگر اشتباه نکند)، به موجود بهتر و بهتری تبدیل شود و برای خودش و دیگران مفید و موثر باشد(البته یک اشتباه نباید 2 با تکرار شود زیرا به جای سود، زیان می رساند).

بنابراین نگاهی که اشتباه کردن را بد یا گناه می داند و به دنبال مجازات برای آن است، مشکلی را حل نمی کند. در نتیجه پدرها و مادرهای آگاه و مهربان می توانند به فرزندان شان (که با صدها یا هزاران موضوع، مساله، کمبود و اشتباه همراه هستند) کمک کنند تا بتوانند فردی خوب، انسانی سالم و مفید برای خود و دیگران باشند.

در یک تجزیه و تحلیل می توان گفت که ماجرای مجازات و تنبیه مانند یک بیراهه ای است که از وحشت اینکه در چاه نیفتیم ما را به چاله هایی می اندازد. به همین جهت در یک شرایط نسبتا عادی(نه عالی یا استثنایی!) که در آن نیازها به شکل درستی برآورده می شوند و ما از راه آموزش و پرورش درست و انسانی افراد را در مسیر بهبود و کمال قرار می دهیم، دیگر جایی برای مجازات باقی نمی ماند.

اگر آمدیم جامعه ای درست کردیم که در آن نیازها به درستی برآورده نمی شوند(زیرا یا پاسخگوها کم هستند یا در توزیع عادلانه آنها دچار اشکال هستیم)، انسان ها به حریم و حقوق همدیگر تجاوز می کنند. به این صورت که اگر در جامعه ای عقب مانده و ابتدایی باشیم که هیچ مسیری برای درک حقیقت یا رسیدگی عدالانه به جرایم و تخلفات نداریم، انسان ها به دو گونه مجازات می شوند: یا مجازات مالی و یا آسیب بدنی.

این درحالیست که در جوامعی که وضع شان مقداری بهتر است و آنچنان به دنبال این گونه مجازات ها نیستند، از موردی به نام "زندان" بیشتر استفاده می کنند که زیان و آسیب آن از مجازات مالی و بدنی کمتر است و در صورت ارایه آموزش های درست و بازپروری، می تواند مفید هم باشد.

در یک خانواده، اگر والدین دانا، خوب و مهربانی حضور داشته و امکانات نیز در اختیار داشته باشند، برای پرورش، تعلیم و تربیت و آموختن صدها و هزاران چیز خوب و راه و روش درست، حتی یک بار نیز نیاز به تنبیه و مجازات وجود ندارد. بنابراین سیستم اجتماعی نیز می تواند به راحتی اینگونه باشد.

جوامع به میزانی که بیشتر مجازات و تنبیه می کنند خشونت، قهر، دروغ، فریب، پنهان کاری، تجاوز و... را نهادینه تر و زیرزمینی تر کرده و آسیب ها را در بلندمدت بیشتر می کنند.

پس به نظر می رسد که ماجرای مجازات نه تنها برای اصلاح جامعه و بهتر کردن مردم نیست؛ بلکه می تواند به خاطر ایجاد ترس و وحشت، کنترل، حفظ مالکیت یا قدرت، تجاوز، ظلم و زور، نگه داشتن وضعیت موجود که عده ای حاکم و عده ای محکوم باشند و... باشد.

جوامع به میزانی که از سلامتی برخوردارند و از نوعی آرامش و امنیت بهره مند می باشند، مجازات های سخت و شدید ندارند، دادگاه ها و پرونده های قضایی زیاد ندارند، تنبیه ندارند، قصد انتقام ندارند، قصد کینه توزی و دشمنی ندارند و...

در نقطه مقابل به میزانی که جوامع خشن، محدود و پر از گرفتاری هستند، آسیب ها شدیدند و مجازات ها سنگین، ناعادلانه، غیرمنصفانه و نامهربانانه هستند.

بنابراین، مجازات و تنبیه هیچ جایی در یک جامعه نسبتا عادی ندارد، چه رسد به یک جامعه سالم و خوب.

نمونه: اگر به کشورهای اروپای شمالی(نروژ، سوئد، دانمارک و...) بنگریم می بینیم که میزان جرم، جنایت، تنبیه و مجازات بسیار کم است(برخی زمان ها 1% دیگر کشورها). در این جوامع هدف انتقام نیست و مجرم را به عنوان بیمار، ناآگاه، مست، خواب، گرفتار، به عنوان کسی که پدر و مادر یا محیط اجتماعی به او نرسیده، یک قربانی و... در نظر می گیرند تا یک ستمگر که باید شرش را از سر ستمدیدگان کم کرد!

 

پرسش مهم: ماجرای افرادی که مرتکب قتل یک یا حتی هزاران انسان می شوند چگونه است؟

یک پاسخ: باید به دنبال ریشه ها گشت. اگر انسان ها در محیطی باشند که نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی آنها به درستی برآورده نشوند، جرم، جنایت و تجاوز وجود خواهد داشت. اگر ما افراد را 5 تا 10 روز در شرایط گرسنگی، تشنگی، سرما و گرما، محرومیت، تحقیر، تنبیه و... قرار دهیم، چگونه می توانیم از آنها انتظار داشته باشیم که بر اساس اصول اخلاقی و قانون عادلانه عمل کنند؟

مطالعات جرم شناسی نشان می دهند که در جرایم سنگین(مانند قتل)، به هیچ وجه با افزایش مجازات یا مقابله به مثل(اعدام و...) جرایم کم نمی شوند؛ بلکه به هزاران زمینه و مشکلات پنهانی دیگر می رسند(افزایش روحیه خشن و در نتیجه خشونت، تقویت روحیه انتقام گیری و کینه توزی، دشمنی و دشمن تراشی، آسیب های شدید روانی و...). ولی در مورد تخلف های کوچک و جرایم سبک این مورد می تواند درست باشد.

به عنوان نمونه افزایش جرایم راهنمایی و رانندگی می تواند در کاهش تخلف از قانون(البته در کوتاه مدت) موثر باشد؛ در عوض پنهان کاری ها را افزایش می دهد.

بنابراین می توان نتیجه گرفت که شاید یکی از بهترین روش ها برای برخورد با جرایم سنگین مانند قتل می تواند زندان طولانی مدت با محرومیت از حقوق اجتماعی باشد و چون قصد اصلاح وجود دارد، می توان با کمک به مجرمان(روان درمانی، ایجاد شرایط بروز توانایی ها مانند کلاس های ورزشی و آموزش فنی و حرفه ای و...) در واقع به بهبود جامعه کمک نمود . ولی بهترین روش حتما "پیشگیری" است؛ آن هم از سال های کودکی افراد.

 

نتیجه گیری:

2 جور انسان می تواند به وجود بیایند: انسان عادی، معمولی و خوب یا انسان بد:

_ اگر این بدی به دلیل طبیعت و شرایط محیطی بوده که نمی توان دوباره به او بدی کرد. شخصی که با بیماری و گرفتاری به این دنیا آمده و به مسیر اشتباه می رود را که نمی توان تنبیه مضاعف نمود.  

_ انسان هایی که با انتخاب خود زندگی می کنند: در این صورت می توان اشتباه ها و جرم و جنایت را درک کرد و مجازات هایی هم می توان برای آنها در نظر گرفت، ولی مهم این است که انگیزه و هدف ما از این مجازات ها چیست(آیا به عنوان یک پدر و مادر مهربان به اشتباه فرزندمان نگاه می کنیم یا به عنوان کسی که به دنبال بهانه می گشته که دشمنش را از بین ببرد). بعد از آن ما چقدر می توانیم مطمئن باشیم که فردی را که به عنوان مجرم می شناسیم نخست واقعا مجرم است و دوم شدت جرمش همین است؟

روزی که تصمیم می گیریم که چیزی جرم است(حتی زمانی که کسی دست به قتل زده است)، باید شرایط و موقعیت مجرم را در نظر گرفت. بسیاری از ماها در شرایطی قرار می گیریم که ممکن است جرایم سنگینی را مرتکب شویم، زیرا انسان در لحظه و شرایط گوناگون موجود متفاوتی است و واکنش های گوناگونی از خود نشان می دهد.

بنابراین یک انسان سالم انسانی است که می خواهد مسایل را از راه عدالت، انصاف، محبت و دوستی حل کند، نه از راه تنبیه و انتقام(نه در سطح خانواده، نه در محیط آموزشی و نه در سطح اجتماع).  قوانین نیز باید منصفانه و عادلانه وضع و اجرا شوند تا خاطر ما آسوده باشد که پاسخ و نتیجه مثبت می گیریم و رشد می کنیم.


تنبیه تنبیه همیشه تو کشور ما همین بوده


 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مرتضی پور حسینی
دوشنبه 7 بهمن 1392
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:22 ق.ظ
After exploring a number of the articles on your website, I honestly appreciate your way of writing a blog.
I book-marked it to my bookmark site list and will be checking back
in the near future. Please check out my website as well and tell me how
you feel.
یکشنبه 18 تیر 1396 09:22 ق.ظ
Thank you, I've just been searching for information approximately
this topic for a while and yours is the best I have came upon so
far. However, what concerning the conclusion? Are you certain in regards to
the supply?
یکشنبه 18 تیر 1396 04:46 ق.ظ
Hello, Neat post. There is a problem together with your website in web explorer, may check this?
IE nonetheless is the market chief and a large section of
other people will leave out your fantastic writing because
of this problem.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 07:56 ب.ظ
Hi, Neat post. There is an issue along with your website
in internet explorer, could test this? IE nonetheless is the marketplace chief and a good element of folks will miss your
wonderful writing because of this problem.
جمعه 8 اردیبهشت 1396 11:51 ق.ظ
I'm not sure why but this website is loading very slow for me.
Is anyone else having this issue or is it a problem on my end?
I'll check back later on and see if the problem still
exists.
شنبه 19 فروردین 1396 09:34 ب.ظ
It is really a great and helpful piece of information. I am
glad that you shared this useful information with us.
Please stay us informed like this. Thank
you for sharing.
دوشنبه 14 فروردین 1396 10:14 ب.ظ
Very quickly this website will be famous among all blogging people, due to it's pleasant content
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار سایت
  • کل بازدید : 2823152329
  • بازدید امروز : 6439
  • بازدید دیروز : 8622
  • بازدید این ماه : 6567
  • بازدید ماه قبل : 87352
  • تعداد نویسندگان : 18
  • تعداد کل پست ها : 813
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Google





یاس ما با تواییم

لطفا نظر دهید نظرات شما برای ما اهمیت دارد با تشکر مرتضی مقدم
سایت گناه دشمنان زیادی دارد مراقب کلاهبردارن باشد با یک نظر دهی مطمئن شوید
اگر دوست دارید به صفحه ی نخست بروید و مطالب های دیگر را ببینید....................و اگر دوست ندارید خدا نگه دار شما باشد....................سایت بزرگ مرتضی مقدم