تبلیغات
سایت مرتضی پرواز
√منتظر√
√نظرات√
√زیباتون√
√هستم.√
برای گرفتن فال كلیك كنید

مرتضی مقدم

 

 ♥    ♥   ♥   ♥


سایت گناه علی اصلانی کاربران گرامی می توانند برای اطلاع از مدیریت به ایمیل مراجعه کنند این سایت هر لحظه ممکن است که فیلتر شود *****************این سایت با شماست ******درود بررهبر بزرگ اسلام

tunn8pe2xue2tbcefwe 1 26 برای قیمت به صفحه جانبی رفنه بنر محل تبلیغات شما در سایز 468*60 

بازی آنلاین
بازی آنلاین
از این که سایت من را انتخاب کردید از شما سپاسگذاریم
این سایت در مورد مطالب سیاسی هیچ مسئولیتی ندارد مراقب باشید ولطفا شئونات اسلامی و ادب را رعایت فرمایید
به سایت گناه خوش آمدید امیدوارم از مطالب لذت کامل را ببرید
سایت گناه مرتضی مقدم با بسیاری از سایت های بزرگ جهان لینک است لطفا به پیوند ها رفته و از این سایت ها نیز استفاده کنید
برای ورود به چت روم کلیک کنید
border="1" alt="بازی آنلاین" src="http://mygame.ir/image/468x60_2_mygame.ir.gif" width="468" height="60" style="border: 1px solid #000000">
بازی آنلاین مرتضی پرواز - ترافیک شهری
مرتضی پرواز
شعر مطلب دانلود همه چیز موجود است همان سایت گناه با آدرسی جدید
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

ترافیک شهری

ترافیک چیست؟

روی ادامه مطلب کلیک کن

این یادداشت از سلسله مقالات نگارنده در زمینه زندگی روزمره در تهران است که روزنامه قانون آن منتشر کرده است.

اجازه دهید با گزارشی از خانم ورونیکا اشمیت، یک دانشجوی آلمانی رشته ایران شناسی، که مدتی ساکن ایران و تهران بوده است بحثم را شروع کنم. خانم اشمیت در گزارشی با عنوان «آنچه یک خارجی در تاکسی های ایران تجربه می کند» برای رادیو فارسی زبان دویچه وله آلمان در 20/ 10 2012 می نویسد:
در تاکسی با موسیقی محبوب ایران و یا با برنامه‌ی رادیو آشنا می‌شوید، با نظرهای اجتمایی یا با مشکلاتی که مردم را مشغول می‌کنند. در تاکسی عاشقان به هم دست می دهند [دست همدیگر را می‌گیرند] مردم با هم می‌جنگند و یا آرام صحبت می‌کنند، درس می‌خوانند، افطار می‌کنند. در تاکسی از خارجی می‌پرسند که چرا آمده ایران؟ آلمان که کشور خوبی است، پس اینجا چه کار می‌کنید؟ ازدواج کردید؟ بچه دارید؟ مسیحی هستید؟ می‌توانید باهام فرانسه حرف بزنید؟ باید با پسرم آشنا بشوید...خیلی پسر...

این تجربه تاکسی شگفتی یک خانم آلمانی را بر می انگیزد. ترافیک از جمله تجربه‌های روزمره انسان شهرنشین ایرانی به ویژه ساکنان کلان‌شهرهاست. همه ما در شبانه‌روز لحظاتی طولانی را در بزرگراه‌ها و خیابان‌ها پشت چراغ قرمز، چهارراه‌ها و پشت اتومبیل‌ها سر می‌کنیم. ساکنان کلان‌شهر‌های ایران و حتی شهرهای کوچک به این شیوه گذران اوقات خود عادت کرده‌اند. ترافیک واژه مدرنی است که با ورود اتومبیل و شکل‌گیری زندگی شهری و شهری‌شدن جامعه ایران به زبان فارسی افزوده شده است. این واژه که تاکنون هیچ معادل فارسی ندارد از جمله واژگانی است که می توان آن را از واژگان خاص شهری امروز دانست، و واژگان خاص معمولا به سختی قابل ترجمه به زبان‌های بومی هستند. این نوع واژگان، رمزگان پیچیده، انباشته و متراکمی را با خود حمل می‌کنند. در این یادداشت می‌خواهم از منظری پدیدارشناسانه تجربه ترافیک آن‌گونه‌ای که انسان  شهرنشین ایرانی اکنون آن را کسب می‌کند توضیح دهم. ما- یعنی سرنشینان و رانندگان- که هر روز لحظات طولانی را در ترافیک می‌گذرانیم چه چیزی را در هنگام ترافیک ادراک و احساس می‌کنیم؟ ترافیک برای گروه‌های مختلف مردم چیست؟
به دلیل مشکلاتی که ترافیک و اتوموبیل در زندگی و جامعه ایران امروز ایجاد کرده است، تحقیقات و گفتگوهای زیادی در این زمینه انجام شده و اکنون در شرف انجام می باشد.  اما این گفتگوها و تحقیقات همه معطوف به حل ترافیک به عنوان مشکلی در زندگی شهری است. پرسش این است که آیا می توان از زاویه دیگری به ترافیک نگریست؟ تلاش من در اینجا این است که این زاویه دید متفاوت را مطرح کنم: «منظر انسان شناسانه».  مسلماً این زاویه دید هم نمی تواند تمام ابعاد ترافیک را توضیح دهد اما این حسن را دارد که زاویه دیدی متفاوت از دیدگاه های موجود می باشد.
اجازه دهید ابتدا دیدگاه‌های رایج یا فهم عمومی از ترافیک را توضیح دهم. ما معمولا ترافیک را از «منظر آسیب‌شناسانه» می‌بینیم. ترافیک یعنی آلودگی محیط زیست، اتلاف انرژی، آسیب زدن به وسایل حمل و نقل، اخلال در زندگی شهری،  و هدر دادن وقت شهروندان. بدون تردید این ادراک عمومی از ترافیک نادرست نیست، اما این درک عمومی تنها بخشی از واقعیت ترافیک را بیان می‌کند. می‌خواهم در اینجا بخش‌های پنهان و ناگفته ترافیک را از منظر انسان‌شناسی و مطالعات فرهنگی تحلیل و توصیف کنم. مشکلی که رویکرد آسیب‌شناسه به ترافیک دارد این است که این رویکرد نه تنها نمی‌تواند بسیاری از وجوه فرهنگی-اجتماعی تجربه ترافیک را توضیح دهد؛ بلکه با این نقد مواجه است که اگر ترافیک سراسر مشکل و مانند غده‌ای سرطانی مخرب است چرا مردم همچنان در خلق آن از هم پیشی می‌گیرند؟! ما می‌دانیم که ترافیک محصول حرکت اتومبیل‌هایی است که ما شهرنشینان آن‌ها را به حرکت در آورده‌ایم. اگر زندگی در اتومبیل  و ترافیک دردآور و کشنده است لاجرم باید راهی برای از بین‌بردن آن پیدا می‌شد و مردم به نحو آگاهانه یا ناخودآگاه این مشکل را از بین می بردند. به طور واضح می توان دید که هیچ اراده جمعی برای از بین بردن یا کاستن معضل شهری ترافیک وود ندارد. حداقل راه‌حلی که می‌توان در پیش گرفت استفاده کمتر از اتومبیل‌هاست. اما پرسش این است که چرا همچنان مردم از این راه‌حل استفاده نمی‌کنند. می‌دانم یک پاسخ آماده این است که مردم ناچارند. مردم به دلیل کمبود وسایل حمل و نقل عمومی آسان و ارزان ناگزیرند از وسایل نقیله شخصی استفاده کنند. ضمن قبول این واقعیت، می توان گفت همه حمل و نقل های شهری ضروری نیستند. ثانیا حتی در صورت وجود وسیله نقلیه عمومی، همچنان استفاده از وسیله شخصی، گزینه مطلوب تری برای اکثریت مردم است. من برای شکل گیری و تداوم ترافیک پاسخ دیگری دارم، پاسخ دیگری که به آن کمتر توجه کرده‌ایم. ترافیک تجربه تفریحی مردم است. این پاسخ دوم را می‌خواهم شرح دهم. برای نگارش این یادداشت دو روز در شهر گشتم و به عنوان سرنشین و راننده، سعی کردم تمام چیزهایی را که همیشه با آنها سروکار داشتم، بنویسم. نکاتی را را در اینجا تنها به نحو سر سری و گذرا بیان می کنم، سر نخ هایی است که برای توضیح و تبیین آنها می توان بحث های گسترده ای مطرح کرد. اما قصد ندارم فعلا بیش از طرح مسأله چیزی را توضیح دهم.
بگذارید قبل از اتمام مقدمه بحث، نکته دیگری را هم بیان کنم: ترافیک پدیده‌ای جهانی است و ساکنان لندن، نیویورک، توکیو، پکن و تهران جملگی ترافیک را تجربه می‌کنند؛ اما تجربه «ترافیک ایرانی» ضمن داشتن شباهت‌ها، تفاوت‌هایی با تجربه ترافیک در کلان‌شهرهای دیگر دارد. مایلم آن را با واژه «ترافیک ایرانی» عنوان کنم.  در ایران ترافیک نه تنها شدید تر است بلکه تجربه مردم از ترافیک متفاوت از تجربه آن در شهرهای دیگر است. ویژگی‌هایی که در زمینه ترافیک ایرانی بیان می کنم مرتب شده نیست. یعنی تقدم و تأخر آن ها معنادار نیست. تلاش می کنم آنچه که خود به عنوان یک انسان شهری در کلانشهر تهران از ترافیک مشاهده کرده یا تجربه کرده ام توصیف و تحلیل کنم.
• ترافیک، فرصتی برای تأمل
ترافیک فرصتی است برای تأمل کردن. ما در زندگی پرشتاب شهری، فرصت های اندکی برای توجه کردن، تأمل در خود، مشاهده اطراف و محیط و دقت کردن داریم. انبوه مشکلات و درگیری های زندگی شهری فرصت های ما برای دست یافتن به موقعیت هایی برای اندیشیدن را از ما می گیرد، مگر این که از «زمان های مرده» شهری مانند ترافیک استفاده کنیم.  ترافیک نوعی پیاده روی با ماشین در محیط شهر است. چیزی شبیه قدم زدن در پارک یا ایستادن کنار ساحل و خیره شدن به عمق دریایی به نام شهر یا اقیانوسی به نام کلانشهر. ترافیک سنگین یا سبک این وضعیت را فراهم می کند. ساکنان شهر لحظاتی از پشت شیشه های اتومبیل درحالیکه به محیط شهر اِشراف دارند با دقت نگاه می کنند تا دیوارنوشته ها، تبلیغات، اشعار و عبارات خواندنی بر روی ماشین ها، حوادث و رخدادهای غیرمترقبه و بسیاری از نکات ریز و درشت در شهر را ببینند و به آن ها توجه کنند.  ما هنگام توقف در ترافیک می توانیم به گفت و گویی ناخواسته و ناخودآگاه و آرام با شهر بپردازیم. ترافیک توفیق اجباری است برای حرکت آرام در شهر. نوعی پیاده روی با اتومبیل است نه در پیاده روهای خیابان ها، بلکه در غلغله اتومبیل ها، در اتوبان ها. پیاده روی با ماشین لذتبخش، آرام و توأم با نوعی احساس امنیت است؛ در حالیکه بر روی صندلی های مبله اتومبیل لم داده ایم و زیر سایه سقف اتومبیل و در امان از نور خورشید یا باد و باران هستیم، می توانیم از چشم اندازی باز همراه با دیگران نوعی «تماشای جمعی شهر» را تجربه کنیم. ویژگی جمعی و همراه دیگران شهر را دیدن، لذت تماشای ترافیکی شهر را مضاعف می کند. ضمنا احساس با دیگر بودن، امکان برداشت هایی متفاوت از شهر را فراهم می کند. گاه ناخودآگاه به نگاه های دیگران هم می اندیشیم، دیگران اکنون چه چیزی را احساس یا ادراک می کنند.
در ترافیک همه با هم شهر را مشاهده و درباره آن گفت و گو می کنیم. گاهی با صدای بلند شهر را می ستاییم یا آن را نقد می کنیم. ترافیک فرصت استثنایی برای تامل و توجه کردن بر «زندگی شهری» و پاره ای از «تجربه شهر» است. اتومبیل هاخود پاره ای از شهرند که ما را به درون شهر آورده اند. ترافیک علامت ایستی است که شهر در مقابل ما نگاه داشته است. به ما می گوید: لطفا لحظه ای بایستید، بنشینید،؛ نگاه کنید؛ اینجا شهر است!
شهر محل وقوع انبوهی از رخدادهاست. تراکم و تمرکز سرمایه های اقتصادی، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی در شهر، به ویژه در کلان شهر هایی مانند تهران، این شهرها را تبدیل به مراکز بزرگ تولید حادثه های شگفت یا به قول جوانان امروزی سورپرایزهای بزرگ می کند. ترافیک یکی از آن معدود فرصت های شهری است که ما  سورپرایزهای بزرگ شهری را تجربه می کنیم. بعضی از آنها تلخ و برخی شیرین اند. من خود شاهد نزاع منجر به قتل فردی در حین ترافیک بوده ام. ما در ترافیک گاه با افراد سرشناس آشنا می شویم. فوتبالیست ها، بازیگران و ... مثل دیگر افراد ساعاتی را در ترافیک می گذرانند و ما شهرنشینان عادی که امکان همنشینی با آن ها را نداریم در ترافیک با آن ها آشنا می شویم.
• ترافیک فرصت تعامل شهری است
ترافیک موقعیتی است که گویی همه با هم برابریم. فاصله قدرت کاهش می یابد و همه به عنوان افراد پشت ترافیک شان نسبتاً برابری پیدا می کنند. از این رو در پشت ترافیک آدم های بزرگ جایگاه یا منزلت خود را کنار می گذارند و همه به شیوه ای دموکراتیک با دیگران، با هم دوست می شویم.
ترافیک فرصت شگفت‌انگیزی است برای نوعی تعامل و گفت‌و‌گوی جمعی در فضای عمومی شهر در زمینه مسائل عمومی. در گذشته‌ حمام‌های عمومی حوزه عمومی را شکل می‌دادند. در حمام‌های عمومی مردم خبرهای شهر را به گوش هم می‌رساندند. در حوزه سیاست و دولت حرف می‌زدند. اکنون اتومبیل‌ها جای حمام‌ها را گرفته‌اند. سواری‌های ایرانی که مجازند 4 سرنشین داشته باشند به پاتوق و یا محفل سیاری می‌مانند که افرادی با ویژگی های اجتماعی متفاوت و با موضع‌گیری‌های گوناگون در زمینه جامعه، اقتصاد، سیاست و فرهنگ با یکدیگر گفت‌و‌گو می‌کنند. این گفت‌و‌گوها از قضا در شکل‌دادن رای و نظر جمعی جامعه بسیار تاثیرگذارند. ما تاکنون بررسی تجربی درباره نوع و میزان این گفت‌و‌گوها و نقش آن در تعیین سرنوشت جامعه انجام نداده‌ایم. اما هر ایرانی شهرنشینی می‌تواند لحظه‌ای به این بیاندیشد که تا چه حد در «حوزه عمومی سواری‌ها»، عقایدش شکل‌گرفته یا آن‌ها را بیان کرده است. من معتقدم سواری‌ها بیش از رسانه‌های جمعی تأثیر‌گذارند.
سواری به مثابه رسانه ایفای نقش می‌کند. سواری یک چندرسانه‌ است که در آن رادیو، تلویزیون و حتی روزنامه وجود دارد. سواری‌ها به عنوان یک چندرسانه سیار که با همه گروه‌های اجتماعی سروکار دارند می‌توانند فرصت استثنایی برای گفت‌و‌گو فراهم کنند.  لحظاتی که مردم در اتومبیل هستند لاجرم باید اوقات خود را صرف گفت‌وگو کنند. زیرا ارتباط آن‌ها با جهان خارج و  انجام فعالیت‌های دیگر محدود شده است. اگرچه این ارتباط مسدود نیست. موبایل‌ها به ما کمک می‌کنند تا در اتومبیل‌ها بتوانیم با بیرون از اتومبیل گفت‌وگو کنیم. گفت‌و‌گوهای انجام گرفته در چندرسانه‌ای سواری، اهمینی به مراتب بیشتر از گفت‌وگوهایی دارد که از طریق رسانه‌ها انجام می‌شود. زیرا «گپ های اتومبیلی»، گفت‌وگوهای رودرو، داوطلبانه، آزاد، گرم و صمیمانه و مبتنی بر اصل اقناع است. این نوع گفت وگوها چند سویه، چند لایه، متکثر و تاثیرگذارند. در این گفت‌و‌گوها از آنجایی که افراد یکدیگر را نمی‌شناسند و بر مبنای سوگیری‌های سوگیرانه و منفعت‌طلبانه بحث نمی‌کنند، افراد عمیقاً از یکدیگر تأثیر می‌گیرند. در فرصت‌های مانند انتخابات و وقوع حوادث بزرگ مانند زلزله و جنگ، گفتپ های ترافیکی یا اتومبیلی بیان‌کننده تبض افکار عمومی هستند. در این موقعیت‌ها، ترافیک رسانه‌ای است که به ما فرصت می‌دهد تا بهتر و به صورت جمعی بیاندیشیم.
• ترافیک، نوعی تفریح است
ترافیک ایرانی نوعی تفریح است. گمان می‌کنم این بعد ترافیک نیاز به توضیح نداشته باشد. هر شهروند ایرانی می‌داند که در اتومبیل چگونه لذت و فراغت را ایجاد و تجربه کند. ما اتومبیل‌های مان را مانند گروه‌ موزیک به انواع سازها و آوازه خوانان تجهیز کرده‌ایم. در ترافیک فرصتی است که لابه‌لای سی‌دی‌ها جست‌و‌جو کنیم و آهنگ دلخواه را بگذاریم. یکی از تجربه‌های جالب این است که ما اغلب می‌دانیم که گوش‌دادن موسیقی در اتومبیل متفاوت از گوش‌دادن در خانه یا حتی در سالن کنسرت است. البته تجربه فراغت لایه‌های عمیق‌تری هم دارد. ما در ترافیک دنیای انسانی را لمس می‌کنیم، آدم‌هایی با ویژگی‌های متفاوت را ملاقات می‌کنیم. گاه سفره دل مان را برایشان باز می‌کنیم؛ گاه عاشق می‌شویم. بگذریم..! ما به نظر می‌رسد که برای تجربه‌کردن دنیای انسانی به واسطه‌هایی نیاز داریم و به موقعیت‌هایی اتومبیل و ترافیک واسطه و موقعیتی است که از تنهایی رها شویم، غم‌ها و شادی‌های دیگران را از نزدیک ببینیم. لحظاتی غم ها و شادی‌های خودمان را با دیگران قسمت کنیم. از این رو اتومبیل تنها یک وسیله نقلیه نیست؛ بلکه یک موقعیت فراغتی است.
• ترافیک، فرصت رهایی بخش
ما در ترافیک مجالی برای رها شدن از بسیاری از محدودیت ها، موقعیت های سلطه جویانه قدرت و نابرابری های اجتماعی داریم. همه کسانی که در ترافیک اند، اعم فرادستان و فرودستان در وضعیت مشابه و برابری قرار دارند. استاد و دانشجو، پزشک و بیمار و رئیس و مرئوس، کارگر و کارفرما کنار هم قرار می گیرند و گاه در اتومبیلی کنار هم می نشینند و با هم گپ می زنند. بسیاری از برچسب های اجتماعی تبیعض آمیز و تفکیک کننده، در ترافیک محو می شود. اما مهمترین وجه رهایی بخش ترافیک، تصاحب شهر توسط توده های مردم است. مردم سواره با کمک اتومبیل ها نوعی «کارونوال شهری» شکل می دهند و خیابان های شهر را در انحصار خود در می آورند. جوانان و زنان به عنوان گروه های فرودست اجتماعی می توانند به کمک اتومبیل شهر را کنترل و فضاهای شهری را به رنگ خواست ها و امیال خود در آورند. در لحظاتی که اتومبیل توقف می کنند و کنار هم قرار می گیرند، بین سرنشینان اتومبیل ها داد و ستدهایی رخ می دهد که ظاهراً دور از چشم نظارت و کنترل رسمی یا غیر رسمی است. با کمک اتومبیل ها گروه های فرودست می توانند به ابراز وجود در فضای عمومی بپردازند و شکلی از بازنمایی شهر را ایجاد کنند که رسانه های رسمی مجاز به انجام آن نیستند. اتومبیل ها وقتی در خیابان ها و بزرگ راه ها کنار هم قرار می گیرند متن و نظام نشانه ای را تولید می کنند که رمزگشایی از این نشانه ها می تواند تفسیرهایی مغایر خواست قدرت تولید کند. از اینروست که اتومبیل ها را مانند صورت های مان می آراییم و به زبان اتومبیل با کلیت نظام اجتماعی و دیگرا صحبت می کنیم. اتومبیل ها حامل و سازنده هویت های گوناگونند، هویتی هایی که برخی از آنها جز از این راه امکان حضور و دیده شدن در فضای عمومی را نداشتند.
اتومبیل ها از طریق محفظه آهنی که برای سرنشینانش فراهم می کند، نوعی احساس امنیت تولید می کنند. زنان و گروه های فرودستی که بیش از دیگر در معرض ریسک ها و مخاطرات گوناگونند، می توانند از فرصت ایمنی اتومبیل برای ورود به حوزه های وسیع تر مناسبلت اجتماعی استفاده کنند.
نکات ناگفته زیادی در تجربه ترافیک ایرانی وجود دارد. من در اینجا تنها به برخی از آنها اشاره کردم تا نگاه متفاوتی به ترافیک به عنوان یکی از ابعاد زندگی روزمره شهری ایرانی ارائه کنم. این نکات همان طور که اشاره کردم به معنای ستایش ترافیک یا انکار خسارت های گوناگون ناشی از آن نیست. قطعاً نگاه آسیب شناسانه می تواند بخشی از واقعیت ترافیک را توضیح دهد. اما نگاه انسان شناسانه ای که در اینجا گفتیم نیز حاوی بخش دیگری از تجربه ترافیک است. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مرتضی پور حسینی
دوشنبه 7 بهمن 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار سایت
  • کل بازدید : 2823152329
  • بازدید امروز : 6439
  • بازدید دیروز : 8622
  • بازدید این ماه : 6567
  • بازدید ماه قبل : 87352
  • تعداد نویسندگان : 18
  • تعداد کل پست ها : 813
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Google





یاس ما با تواییم

لطفا نظر دهید نظرات شما برای ما اهمیت دارد با تشکر مرتضی مقدم
سایت گناه دشمنان زیادی دارد مراقب کلاهبردارن باشد با یک نظر دهی مطمئن شوید
اگر دوست دارید به صفحه ی نخست بروید و مطالب های دیگر را ببینید....................و اگر دوست ندارید خدا نگه دار شما باشد....................سایت بزرگ مرتضی مقدم